بازاریابی محتوا

جادوی ایجاد تکنیک های بازایابی محتوا

مردم دیگر از تکنیک‌های بازاریابی سنتی خسته شده‌ و اغلب، با چشم پوشی از بنرها و داد و بیدادهای تبلیغاتی،  تبدیل به افراد ماهری در کسب اطلاعات شده‌اند. به همین دلیل امروزه کسب و کارهای آنلاین نیازمند ارائه‌ی چیزی فراتر از یک سری شعار تبلیغاتی هستند، چیزی که ارزش جدیدی در زندگی آن‌ها ایجاد کند، ما نام این نوع بازاریابی را بازاریابی محتوایی می‌گذاریم.

Image result for ‫بازاریابی محتوا چیست‬‎

مهم نیست که چه نوع کسب و کاری روی وب دارید، یک شرکت بزرگ نرم‌افزاری هستید و یا وب سایت یک رستوران غذای ایتالیایی را مدیریت می‌کنید، همه کسانی که با کسب و کار شما ارتباط دارند به دنبال گرفتن یک حس خوب از برند شما هستند تا در نهایت زندگی بهتری داشته باشند.هر کسب و کار آنلاینی، بسته به نوع خود باید دلایل مناسبی را به خوانندگانش بدهد که دوباره به آن سر بزنند و یا اینکه آن را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند. این دلیل می تواند یک محتوای آموزشی، یک مطلب طنز، یک تحلیل دقیق و یا هر محتوای دیگری باشد که قادر است گفتگو ایجاد کند.

وقتی واژه‌ی “بازاریابی محتوایی” را مطرح می‌کنیم، ناخودآگاه ذهنیت‌ها به سمت وبلاگ‌ها، رسانه‌های اجتماعی و نهایتا ویدیوهای ویروسی که سروصدای زیادی در اینترنت داشته‌اند، جلب می‌شود. اما این واژه گسترده‌تر از این حرف‌هاست. سال‌های بسیار دور، قبل از این‌که حتی تصوری از اینترنت وجود داشته باشد، غارنشینان با نقاشی روی دیواره‌ها در حال تولید محتوا بودند. شاید کمی اغراق‌آمیز به نظر برسد، ولی محتوا از نیازهای اولیه‌ی بشریت بوده که به وسیله‌ی آن توانسته ارتباط برقرار کند، ارزش‌آفرینی کند و دنیا را جای بهتری برای زندگی بسازد.

و اماقرار گرفتن واژه‌ی بازاریابی در کنار محتوا قدمت چندان زیادی ندارد، برای اولین بار سال ۱۹۸۵ یک کسب‌وکار تولیدکننده‌ی ماشین‌آلات کشاورزی که در ادامه بیشتر راجع به آن توضیح می‌دهیم، به صورت تجاری از بازاریابی محتوایی استفاده کرد و بعد از آن، این ترفند سخاوتمندانه(در قبال مشتریان) به سرعت ترویج پیدا کرد. بازاریابی به معنای رفع نیازهای مخاطبان است و اگر امروزه آن را در کنار کلمات مختلفی می‌بینیم به این دلیل است که نیازهای مخاطبان گسترده‌تر و رفع آن به مراتب پیچیده‌تر شده است. آیا برای رفع نیازهای مخاطبان راه بهتری جز ارزش‌آفرینی برای آن‌ها وجود دارد؟

حال که با تعریف تک به تک “بازاریابی” و “محتوا” آشنا شدیم می‌توانیم آن‌ها را کنار همدیگر قرار دهیم و تعریف دقیق بازاریابی محتوایی را بیان کنیم. بازاریابی محتوایی ترفندی است که برندها از آن برای جذب و تبدیل مخاطبان به مشتریان و تبدیل مشتریان به خریداران دائمی استفاده می‌کنند. به عبارت بهتر برندها با تولید و ترویج محتوای رایگان و ارزشمند در تلاش هستند با مشتریان خود ارتباط برقرار کنند و با آن‌ها تعامل داشته باشند تا مردم آن‌ها را بشناسند، اعتماد کنند و به خرید و فروش با آن‌ها بپردازند. زیرا محتوا، ارتباط ایجاد می‌کند. ارتباط، اعتماد می‌آفریند و اعتماد کسب‌وکار شما را رونق می‌بخشد.

Image result for ‫بازاریابی محتوا چیست‬‎

مردم امروزی دیگر با یک سری شعار به شما اعتماد نمی‎‌کنند، آن‌ها به دنبال چیزهای ارزشمندی هستند که به آن‌ها علاقه‌مند باشند و بازاریابی محتوایی این نیاز آن‌ها را برطرف می‌کند.مزیت بازاریابی محتوایی نسبت به سایر انواع بازاریابی در این است که سعی نمی‌کند به مردم بگوید شما، برند فوق‌العاده‌ای هستید بلکه این موضوع را با داستان‌سرایی به مردم نشان می‌دهد.

اکثر کسب‌وکارهایی که ما با آن‌ها مواجه می‌شویم، این مرحله را Skip می‌کنند. برخی به بازاریابی برای محتوای‌شان فکر نکرده‌اند و برخی دیگر معتقدند اگر محتوای شما فوق‌العاده باشد اصلا نیازی به بازاریابی ندارد و همین اعتقاد باعث می‌شود تمام زحمت‌های آنلاین بر باد رود. این گام هست که اگر به خوبی اجرا شود، موفقیت استراتژی شما را تعیین خواهد کرد. شما محتوای فوق‌العاده‌ای تولید کرده‌اید، حال مردم باید آن را ببینند، بخوانند و اگر به اندازه‌ی کافی ارزشمند بود در معرض دید دوستان خود قرار دهند. اما این دیگر به شما بستگی دارد که مخاطب‌های خود را بیابید، کانال‌هایی را که عضوش هستند تحت سلطه‌ی خود دربیاورند و سپس با آن‌ها تعامل کنند.

طبق اصل پارتو شما باید ۲۰ درصد از زمان خود را به تولیدمحتوا و ۸۰ درصد آن را برای ارتقای پست‌تان در نظر بگیرید. همین جمله می‌تواند اهمیت ترویج را به طورکامل نشان دهد. بنابراین اگر ۵ ساعت برای یک پست زمان صرف کرده‌اید، ۲۰ ساعت را برای ارسال پست‌تان اختصاص دهید.همه‌ی استراتژی‌هایی که شما تعیین خواهید کرد، همه‌ی دسته‌بندی‌ها و موضوعات، کانال‌هایی که برای ترویج استفاده خواهید کرد؛ طبیعتا نتیجه‎ی مثبتی نخواهد داشت و ممکن است بیشتر زمان شما صرف کارهای بی‌‌اهمیت شود و در نتیجه آن‌طور که باید به نتیجه‌ی دلخواه خود نرسید. بنابراین معیارهای اندازه‌‌گیری محتوا را پیدا کنید، آن‌ها را بررسی کنید و مسیر را شفاف‌تر دنبال کنید. هر چه که شما را از هدف‌های‌تان دور می‌کند حذف کنید و هر آن‌چه که شما را به هموار شدن راه کمک می‌کند توسعه دهید.

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا کوین اسپیسی سخنران اصلی بزرگ‌ترین کنفرانس‌های بازاریابی محتوایی است؟ برای‌ این‌که هر برندی که بتواند داستان‌های ارزشمندی و هیجان‌برانگیزی تعریف کند، به مراتب مخاطبان بیشتری خواهد داشت و یک کارگردان به خوبی این را درک می‌کند.

تعریف‌های مختلفی برای بازاریابی محتوایی وجود دارد، اما تعریفی که موسسه بازاریابی محتوایی ارائه کرده، جامع‌تر و کامل‌تر است:بازاریابی محتوا یکی از رویکردهای استراتژیک بازاریابی است که بر تولید و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و سازگار با اهداف برندها متمرکز شده است. بازاریابی محتوا به دنبال جذب، حفظ و تعامل با مخاطبانی است که به وضوح تعریف و شناخته شده هستند. این عمل با هدف هدایت کاربران برای انجام اقداماتی سودده صورت می گیرد.

اگر تعریف‌هایی که در بالا به آن‌ها اشاره کردم هنوز دید منطقی و صحیحی راجع به بازاریابی محتوایی به شما ارائه نداده؛ می‌توانید مثال‌ زیر را دنبال کنید. همان‌طور که در پاراگراف اول هم اشاره کردیم، بازاریابی محتوایی تنها به معنی محتوای آنلاین نیست.

مثال: احتمالا از شنیدن نام کوکاکولا در بین برندهایی که از بازاریابی محتوایی استفاده می‌کنند، تعجب کنید! یک شرکت فروشنده نوشابه چگونه می‌تواند برای مخاطبانش تولید محتوا کند؟ آیا اصلا می‌توان راجع به نوشابه نوشت؟ محتوا به معنای تولید ارزش برای مخاطبان است، به هیچ‌وجه لازم نیست تنها راجع به محصول‌تان بنویسید، بلکه راجع به چیزهایی می‌نویسید که نقطه‌ی تلاقی برند شما، مخاطبان و محصول‌تان باشد و در عین حال جذابیت مهم‌ترین ویژگی آن باشد. کوکاکولا این را به خوبی درک کرد و هم‌اکنون یکی از مشهورترین نمونه‌های بازاریابی محتوایی در جهان است.

اگر نگاهی به نشریه‌ی آنلاین کوکاکولا بیندازید؛ می‌بینید که استراتژی محتوایی آن‌هادقیقا ویژگی‌های گفته شده را شامل می‌شود. در واقع از طریق این مجله، آن‌ها در تلاش هستند تا مخاطبان خود را سرگرم کنند، اخبار برند خود را اطلاع‌رسانی کرده و علاوه بر این‌ها با داستان‌سرایی‌های مختلف مسیر زندگی مخاطبان‌شان را تغییر دهند. بدین ترتیب با اضافه کردن دو ویژگی “شفافیت و اعتماد” به محصولات‌شان به یک برند پرفروش و مشهور در جامعه تبدیل شوند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *